استراتژی بازنده رئیس جمهور آمریکا به روایت «فارن افرز»

رمزگشایی از «هژمونی شکارچی» ترامپ | چین، روسیه و متحدان آسیایی درحال فاصله گرفتن از واشنگتن

سرویس: اخبار سیاسی کدخبر: ۷۶۷۸۳۸
اقتصادنیوز: در دوران هژمونی تک‌قطبی، آمریکا متکبرانه با اتخاذ سیاست‌های پرهزینه و بی‌توجه به نگرانی دیگر کشورها، از جمله جنگ در افغانستان و عراق، باعث نزدیکی چین و روسیه و افزایش نارضایتی داخلی شد که زمینه‌ساز ظهور شخصی چون دونالد ترامپ گردید.
رمزگشایی از «هژمونی شکارچی» ترامپ | چین، روسیه و متحدان آسیایی درحال فاصله گرفتن از واشنگتن

به گزارش اقتصادنیوز، سیاست خارجی دوران دوم ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ به گونه‌ای است که به گفته تحلیلگران، هژمونی شکارچی نامیده می‌شود؛ رویکردی که آمریکا را به دنبال کسب امتیاز حداکثری از متحدان و رقبایش سوق می‌دهد. این شیوه ممکن است که در کوتاه‌مدت موثر باشد، اما در بلندمدت نفوذ و اعتبار واشنگتن را تضعیف کرده و جهان را به سمت بی‌اعتمادی و رقابت هرچه بیشتر سوق می‌دهد.

خبر مرتبط
3 سناریوی پیش روی ایران و آمریکا | معادلات امنیتی پیچیده‌تر شد | مردم ایران بیشترین هزینه را می‌دهند

اقتصادنیوز: در این میان، مسئله اصلی دیگر این نیست که آیا رویارویی میان ایران و آمریکا رخ خواهد داد یا نه، بلکه تنها مسئله زمان است. با درنظر گرفتن این موارد، اکنون سه سناریو احتمالی برای آینده قابل تصور است.

منفعت واشنگتن در اولویت است

استیفن والت در فارن‌افرز نوشت: سیاست خارجی دونالد ترامپ را می‌توان به عنوان یک هژمونی شکارچی معرفی کرد. رویکردی که اساسا بر بهره‌برداری از موقعیت ممتاز آمریکا برای کسب امتیاز و اعمال فشار بر دیگر کشورها استوار است. این استراتژی کوتاه‌مدت که به دنبال سود حداکثری برای واشنگتن است، کاملا بی‌توجه به منافع متحدان، بی‌اعتمادی جهانی و پیامدهای بلندمدت اقدامات خود است. ترامپ جهان را یک بازی صفر و صدی می‌بیند و روابط بین‌المللی برای او، وسیله‌ای برای تقویت قدرت و منافع آمریکا است.

روند تحول سیاست‌خارجی آمریکا در هشتاد سال

در هشتاد سال گذشته، ساختار دوقطبی قدرت جهانی دوران جنگ سرد به یک تک قطبی واحد پس از فروپاشی شوروی تبدیل شد و اکنون، به شکل یک چندقطبی نامتوازن تغییر جهت داده است.

آمریکا در دوران جنگ سرد در پوشش قدرتی خیرخواهانه عمل می‌کرد و روابط خود با متحدان را بر پایه همکاری و سود مشترک استوار می‌ساخت. در این دوره، حمایت از متحدان، ایجاد قوانین همکاری متقابل و فراهم آوردن نقش برای کشورهای کوچک‌تر در تصمیم‌گیری‌های جهانی، به تثبیت جایگاه آمریکا و کاهش تنش‌ها کمک می‌کرد. اما در دوران هژمونی تک‌قطبی، آمریکا متکبرانه با اتخاذ سیاست‌های پرهزینه و بی‌توجه به نگرانی دیگر کشورها، از جمله جنگ در افغانستان و عراق، باعث نزدیکی چین و روسیه و افزایش نارضایتی داخلی شد که زمینه‌ساز ظهور شخصی چون دونالد ترامپ گردید.

سوء استفاده از وابستگی اقتصادی

سیاست خارجی آمریکا در دومین دوره ریاست‌جمهوری ترامپ، به یک هژمونی شکارگر تبدیل شده است؛ قدرتی که روابط بین‌المللی را بر پایه بهره‌برداری از ضعف دیگر کشورها و تحمیل خواسته‌های واشنگتن تعریف می‌کند. در این رویکرد، متحدان و شرکای تجاری به ابزاری برای تقویت موقعیت آمریکا تبدیل شده‌اند و توافقات موجود تنها تا زمانی معتبر هستند که برای آمریکا سودمند باشند. تهدید به اعمال تعرفه، کاهش حمایت امنیتی و فشار اقتصادی ابزارهای اصلی این استراتژی هستند و تعاملات دوجانبه، جایگزین همکاری‌های چندجانبه و استفاده از نهادهای بین‌المللی شده است.

ترامپ باور دارد که آمریکا موقعیتی ممتاز دارد و تقریبا همه کشورها برای دسترسی به بازار و منابع آن به واشنگتن وابسته‌اند، بنابراین می‌تواند از این وابستگی برای کسب امتیاز استفاده کرد.

هژمونی قدرت آمریکا

چین و روسیه مسیر خود را از واشنگتن جدا کردند

اتخاذ این استراتژی، در کوتاه‌مدت توانسته برخی امتیازات اقتصادی و سیاسی را برای آمریکا به ارمغان آورده و کشورها را به پذیرش شرایط واشنگتن وادار کند. تهدیدها و فشارهای اقتصادی باعث شد تا برخی کشورها در کوتاه‌مدت با خواسته‌های آمریکا همراه شوند. اما این دستاوردها اغلب با هزینه‌های اقتصادی داخلی و بی‌اعتمادی جهانی همراه هستند و موجب می‌شوند دیگر کشورها به دنبال جایگزین‌های مطمئن‌تری برای همکاری باشند.

در این میان، چین، روسیه و متحدان آسیایی به تدریج مسیرهایی برای کاهش وابستگی به آمریکا پیدا کرده‌اند و این روند حتی اگر کند باشد، اثرگذاری فشارهای واشنگتن را کاهش می‌دهد.

فرصت برای رقبای جهانی مهیا شده است؟

هژمونی شکارچی در بلندمدت با محدودیت‌هایی جدی مواجه است؛ برای مثال، آمریکا نمی‌تواند همان میزان فشاری را که به قدرت‌های بزرگ وارد می‌کند، بر کشورهای کوچک‌تر اعمال کند. درنتیجه، باعث اثربخشی سیاست‌های او کاهش پیدا می‌کند.

رفتار تحقیرآمیز و فشار مداوم بر متحدان موجب افزایش بی‌اعتمادی و جستجوی شرکای جایگزین توسط آن‌ها می‌شود. به‌علاوه، بی‌توجهی به نهادها و توافقات بین‌المللی نفوذ واشنگتن را کاهش داده و فرصت‌هایی را برای رقبای جهانی آمریکا ایجاد می‌کند.

اقتصاد آمریکا در خطر سقوط است

ازسویی، تمرکز بر تعرفه‌ها و سیاست‌های یک‌طرفه ممکن است رشد اقتصادی و ثبات سیاسی داخلی آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در این شرایط، استفاده مداوم از فشار و تهدید ممکن است به جای افزایش نفوذ، به کاهش قدرت و اعتبار آمریکا منجر شود.

تغییر موازنه قدرت در جهان

سیاست‌های ترامپ شبکه‌های قدرت و نفوذ آمریکا در جهان را تضعیف می‌کند. کشورها در کوتاه‌مدت ممکن است با فشارهای واشنگتن کنار بیایند، اما در بلندمدت وابستگی خود به آمریکا را کاهش داده و با رقبای این کشور توافقات جدید برقرار می‌کنند؛ روندی که می‌تواند به تغییر سریع توازن قدرت جهانی و کاهش نفوذ آمریکا منجر شود. هژمونی شکارچی باعث می‌شود که آمریکا، منابع و موقعیت خود را برای دستاوردهای کوتاه‌مدت به خطر انداخته و نفوذ جهانی خود در آینده را در معرض تهدید قرار دهد.

استراتژی بازنده ترامپ

قدرت سخت همچنان اصلی‌ترین ابزار سیاست جهانی است، اما آنچه‌ که تعیین کننده است، نحوه استفاده از آن است. درحقیقت، آمریکا با منابع عظیم جغرافیایی، اقتصادی بزرگ، نظامی قدرتمند و کنترل ارز جهانی توانسته تا در طی دهه‌ها، نفوذی قابل توجهی ایجاد کند؛ اما بهره‌برداری آشکار و بی‌حد از قدرت، همانند رویکرد هژمونی شکارچی، موجب کاهش امنیت، ثروت و نفوذ آمریکا خواهد شد. این سیاست، حتی اگر در کوتاه‌مدت مزایای اقتصادی و سیاسی محدودی را به بار آورد، در بلندمدت اثرگذاری آمریکا را کاهش داده و فرصت‌هایی را برای رقبا فراهم می‌آورد.

نویسنده تاکید می‌کند که ادامه این استراتژی، آمریکا را به کشوری با امنیت و تاثیرگذاری کمتر تبدیل می‌کند که هرگونه بازسازی اعتبار و جایگاه جهانی آن برای رهبران آینده دشوار خواهد بود. هژمونی شکارچی سیاستی بازنده است که بر سود کوتاه‌مدت و فشار بر دیگر کشورها تمرکز داشته و باید هر چه زودتر کنار گذاشته شود. امری که هم برای آمریکا و هم برای جهان منفعت بیشتری خواهد داشت.

ارسال نظر

پربازدیدترین‌ها
لوتوس پارسیان - O