بیادی: انتخابات شورای شهر دغدغه مردم نیست | فساد و عدم پاسخگویی به مشکلات مردم، عامل این بی تفاوتی است
به گزارش اقتصادنیوز، انتخابات شورای شهر هفتم در شرایطی اردیبهشت سال آینده برگزار خواهد شد که فضای سیاسی و اجتماعی کشور با دورههای پیشین تفاوت معناداری پیدا کرده است. این انتخابات، نخستین آزمون صندوق رأی پس از جنگ ۱۲روزه و اعتراضات 1404 است. رخدادهایی که نهتنها معادلات سیاسی، بلکه نگاه شهروندان به کارکرد نهادهای انتخابی را نیز تحتتأثیر قرار دادهاند.
افت محسوس مشارکت در انتخابات اخیر، پرسشهایی جدی درباره میزان انگیزه عمومی برای حضور در انتخابات شوراها ایجاد کرده و این تردید را پررنگ ساخته است که آیا شورای شهر همچنان برای افکار عمومی بهعنوان نهادی اثرگذار در زندگی روزمره تعریف میشود یا خیر؟
در همین رابطه، اقتصادنیوز، در گفتوگو با حسن بیادی، فعال سیاسی اصولگرا و عضو دورههای دوم و سوم شورای شهر تهران، به بررسی چشمانداز مشارکت، چالشهای تأیید صلاحیت و ...در انتخابات پیشرو پرداخته است.
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز با حسن بیادی را بخوانید؛
****
*انتخابات شورای شهر 1405، اولین انتخابات پس از جنگ ۱۲ روزه و اعتراضات اخیر است. به نظر شما این تحولات چه اثری بر فضای انتخابات شورای شهر گذاشته است؟
چنانچه اتفاق غیرمترقبهای صورت نپذیرد، انتخابات به حول و قوه الهی حتماً برگزار خواهد شد؛ اما در این راستا معلوم نیست که مشارکت عمومی مردم چگونه باشد، چون مشارکت بالای مردم بستگی به رفتار صحیح و پاسخگویی مجموعه حکمرانان، علیالخصوص دولت، در برابر سؤالات مردم دارد که باید دلسوزی و کارآمدی خود را در کاهش مشکلات و رفع معضلات آنان به اثبات برسانند.
این امر مهم در حالی است که پس از ناآرامی های اخیر، هیچ حرکت ارزنده و مثبتی را در کاهش قیمت ارز و طلا و دیگر مایحتاج ضروری، مردم مشاهده ننمودهاند؛ حتی بدتر هم شده و بیانات ریاستجمهور و دیگر مسئولان هم یک ژست پوپولیستی است.
بنابراین، با توجه به بحران عدم مشارکت حداکثری مردم در انتخابات ریاستجمهوری ۱۴۰۳، فکر میکنم اساساً مردم دغدغه و انگیزهای برای انتخابات شورای شهر، بهصورت حداکثری، برای حضور بر سر صندوقهای رأی نداشته باشند؛ فلذا نارضایتیهای انباشتهشده و حوادث ناگوار اخیر میتواند دلیلی برای عدم حضور باشد و عدم پاسخگویی دولتمردان و برطرف نشدن مشکلات عدیده مردم، مخصوصاً فساد خانمانبرانداز اداری، به بیتفاوتی حضور در انتخابات شورا منجر خواهد شد.

سایه سنگین تمامیتخواهان نگذاشته شایستهسالاری محقق شود
*در فهرستهای منتشرشده، تعداد چهرههای شاخص محدود است. این موضوع را نشانه ضعف جریانها در تولید چهره مؤثر شهری میدانید یا تغییر ذائقه سیاسی؟
فکر میکنم تعداد زیادی از اشخاص خوب و باتجربه در این دوره ثبتنام نمودهاند، ولی ادامهی اثرگذاری این نامنویسیها برای جذب مشارکت حداکثری، بستگی به نحوه برخورد و رسیدگی دستگاه نظارت و مسئولین برگزاری انتخابات دارد؛ که در این موضوع مهم، متأسفانه یک معضل جدی وجود دارد. سایه سنگین و نحس تمامیتخواهان، از طریق باندهای متصل به قدرت و ثروت، حداقل در چند دوره انتخابات اخیر نگذاشته شایستهسالاری محقق شود و این اوضاع و احوال کنونی کشور حاصل نتیجه اعمال ناشایست این باندهاست؛ در حالی که حاضر نیستند حتی پاسخگوی یکی از اعمال بینتیجه و مضرّ خود باشند و تازه همیشه از مردم طلبکارند.
همین رؤسای باندها و تابعان آنها، راضی به مشارکت حداقلی مردمند و در خواب و بیداری به این تفکر زشتشان پافشاری دارند، در صورتی که در این امر بسیار مهم و حیاتی، مشارکت عمومی و توجه جدی به شایستهسالاری و رفع مشکلات مردم، همیشه در زمانهای مختلف از مطالبات مقام معظم رهبری از مسئولین بوده و میباشد.
* برخی عنوان می کنند که شورا بیش از آنکه به فعال سیاسی نیاز داشته باشد، به مدیر و متخصص شهری نیاز ندارد؟ نگاه شما چیست؟
این بحثها یک نظر انحرافی است؛ مگر میشود کسی در شهری خادم مردم در تصمیمسازی و تصمیمگیریها باشد، ولی از سیاست مدیریت شهری و اوضاع سیاسی و اقتصادی کشورش باخبر نباشد و نسبت به موضوعات اتفاقافتاده در اطراف خود بیخیال باشد؟ پس حتماً کسانی که میخواهند در مدیریت شهری بهعنوان نماینده حضور جدی داشته باشند، یکی از شاخصههای صلاحیتشان سیاستورزی، تدبیر و زمانشناسی و دارا بودن تجربه و مدرک در یکی از بخشهای مدیریت شهری است که امری ضروری میباشد.
*به نظر میرسد بخش قابل توجهی از جامعه از طیفبندیهای سیاسی عبور کرده و نسبت به شعارهای کلیشهای بیاعتماد شده است. به نظر شما در چنین شرایطی، چه عاملی میتواند رأی شهروندان خصوصا شهروندان تهرانی را جلب کند؟
در هر حال و در هر زمان باید حق با مردم باشد. بد نیست در پاسخ به این سؤال، بیانی کوتاه از تاریخ گذشته داشته باشم. بهخاطر دارید که در سال ۸۱، قبل از انتخابات دور دوم شورای اسلامی شهر و روستا، اوضاع کشور بهتر از الان نبود:
۱- شورای شهر دوره اول در تهران منحل اعلام شده بود.
۲- مجلس در تحصن قرار داشت.
۳- دو سال بود که قائله ۱۸ تیر اتفاق افتاده بود.
۴- استانداران و معاونین وزرا در حال استعفا بودند.
و خلاصه، زنجیرهای از بحرانهای عظیم کشور را با مخاطره مواجه کرده بود. جالب است که انتخابات مذکور در ۱۱ اردیبهشت سال ۸۲ با مشارکت حداقلی برگزار گردید و جالبتر این بود که همه سیاسیون چپ و راست که ثبتنام کرده بودند، کاملاً تأیید صلاحیت شدند؛ اما در این انتخابات کاملاً آزاد و بدون تعرض و با سلامت کامل، ائتلاف آبادگران ایران اسلامی با حضور افرادی که اکثراً ناشناخته، ولی مجرب و باسواد و متخصص و اجتماعی بودند، برنده این رقابت شدند که این حقیر هم در آن دوره افتخار حضور در این ائتلاف را داشتم و رتبه چهارم را کسب نمودم. اما سؤال اینجاست:
آیا تاکنون اندیشیدهاید که چگونه افراد این گروه توانستند در ۶ ماه فعالیت در مدیریت شهری کار کنند، تا جایی که در انتخابات بعدی مجلس شورای اسلامی، مردم با مشارکت حداکثری در کل کشور بر سر صندوقهای رأی حضور پیدا کنند؟
عامل این حرکت چیزی نبود مگر بهدست آوردن دل مردم؛ آنهم از طریق توجه به خواستههای بحق و رفع سریع مشکلات و معضلات عدیده آنان در شهر بزرگی مثل تهران. این حرکت بسیار مؤثر و ارزنده از قبل انتخابات، با مطالعه و برنامهریزی صورت پذیرفته بود که در مدت کوتاهی، طوری توسعه پیدا کرد و مورد توجه قرار گرفت که در کل سازمانها و نهادهایی که با مردم در ارتباط بودند، در سراسر کشور تبدیل شد به فرهنگ «ملاقات مردمی مسئولین با مردم». البته شایان ذکر است اکثر اعضای آن شورا افرادی بودند که دانش، مدیریت بحران و سیاست روز را بهخوبی میشناختند و در اکثر تصمیماتشان موفق بودند و نتیجه کارشان مثمرثمر برای مردم بود؛ تا جایی که مقام معظم رهبری جمله زیبای «رایحه خوش برای خدمت مردم به مشام میرسد» را در شرفیابی این گروه، در ملاقات با ایشان مطرح نمودند.
مردم گول کسانی را که کشور را به این اوضاع و احوال رساندهاند نخورند
*به نظر میرسد برخی جریانها و چهرههای نزدیک به علیرضا زاکانی، سعید جلیلی و محمدباقر قالیباف برای انتخابات شورا برنامهریزی کردهاند. این تحرکات را چگونه ارزیابی میکنید؟
بالاخره طبق قانون، هر کسی با هر هدف و برنامهای میتواند در انتخابات شرکت کند، ولی اختیار دست مردم است که در این مورد حتماً هوشیارتر از قبل شدهاند؛ فلذا با توجه به حوادث ناگوار اخیر و بیتدبیری حکمرانان، همهچیز بستگی به میزان مشارکت و نظر مردم دارد.
*هدف این جریانها را تداوم حضور در مدیریت شهری میدانید یا افزایش نفوذ سیاسی در شورا؟
خدا میداند؛ ولی مردم عزیزمان باید در این موضوع دقتنظر بیشتری داشته باشند و حواسشان جمعتر از گذشته باشد، گول کسانی را که کشور را به این اوضاع و احوال رساندهاند نخورند و اجازه ورود به آنان ندهند. این کار صورت نمیپذیرد مگر با حضور و مشارکت حداکثری مردم دلسوز در انتخابات پیشِرو، که خواسته و مطالبه رهبر عزیزمان میباشد.
صرفاً بهخاطر یک خبر یا نامه جعلی و تأییدنشده، نباید کسی رد صلاحیت شود
*به نظر شما شانس تأیید صلاحیت و انتخاب افراد نزدیک به این طیفها چقدر است؟
در تأیید صلاحیتها نباید دستگاه نظارت آلوده به تفکرات جناحی باشد، اما هر کسی که پرونده محکومیت جدی مالی، اخلاقی و اجتماعی دارد و بهعنوان «سوءپیشینه» تلقی میشود، نباید تأیید شود. در عین حال، کسی که دارای این شرایط نیست، باید تأیید شود و حضور او به رأی مثبت یا منفی مردم سپرده شود. خدای ناکرده، با نظرات شخصی و جناحی، صرفاً بهخاطر یک خبر یا نامه جعلی و تأییدنشده، نباید کسی رد صلاحیت شود.
* این دوره، اولین انتخابات تناسبی شورای شهر تهران است. به نظر شما این مدل رأیگیری چقدر میتواند به ورود طیفهای پراکنده و متکثر به شورا منجر شود؟
این روش حتماً بهتر از دورههای قبلی است، اما این شوراها به دلیل اینکه ماهیت، نقش و مأموریت آنان اجتماعی است، این روش برای انتخابات شهرهایی مانند تهران و دیگر کلانشهرها مناسب نبوده و پرهزینه میباشد. با این حال، راهکارهای جدید و بهتری وجود دارد که در کشورهای توسعهیافته و در حال توسعه اجرا میشود و کاملاً کمهزینه و ساده است و حتی انتخابات میتواند مستقیماً از طریق مردم صورت گیرد.
ارسال نظر