پربازدیدترینها
کرونا بیگمان شاه بحران سال ۹۸ بود.در میانه این همه مشکل و نگرانی، خبر بد و ناگوار، همواره باید درسهایی هم بگیریم. کرونا هم نشانگر خیلی ضعفها و کاستیهای مدیریت کشور بود. هر بحرانی که پیش می آید حاکمیت یک بار دیگر در ویترینی در برابر چشم ۸۵ میلیون ایرانی قرار می گیرد و کاستیهایش در برابر چشمان آنان رژه می رود. از این کاستیهایی که کرونا به ما نشان داد به چند تایشان اشاره می کنم:
مدتیست در گفتگو با سرامدان و کنشگران بخش خصوصی، در جستجوی دیدگاهها و آینده پردازیهایشان هستم و تلاش دارم دریابم که ایران را چگونه می بینند. پیش از اینکه به یافته هایم بپردازم، باید بگویم که نگاه و تحلیل پیشگامان کسب وکار، چه بسا بیش از اندیشمندان گستره ی سیاست، آینده ی یک کشور را جلوه گر میسازد، چرا که جریان اقتصاد یک کشور بستگی زیادی به گونه ی بازیگری بازیگران اقتصاد آن کشور دارد.
در بخش بندی بیماریهای انسان، دسته ای داریم به نام بیماریهای خودایمنی. معروف ترین این بیماریها برای مردم عادی، بیماری روماتیسم مفصلی است.
اولینباری که زمزمه تفکیک وزارت صنعت، معدن و تجارت در آغاز بهکار دوره دوم دولت روحانی شنیده شد و دولت اعلام کرد، لایحهای را به مجلس میفرستد، این ضربالمثل در ذهنم تداعی شد که «آزموده را آزمودن خطاست» چراکه در طول دو تا سه دهه گذشته، سیاستگذاران بارها چرخه ادغام و تفکیک این وزارتخانهها را تجربه کردند؛ اما نتایج این آزمون و خطاها نشان میدهد دولتها بیراهه انتخاب و آسیب را اشتباه شناسایی کردهاند.
چند روز پیش در نقد پرتاب ماهواره نوشته ای در توییتر گذاشتم که محل بحث و چالش شد. آن نقد را با تفصیل بیشتری ارائه می نمایم تا مقصودم آشکارتر شود.
۹ سال پیش برای نخستین بار حاصل چند سال مطالعه و مداقه خود در تاریخ و روند تکوین اتاقهای بازرگانی در دنیا را منتشر کردم. در آن زمان اتاقها را به سه نسل در فرآیند تاریخی جنبش اتاقها تقسیم کرده بودم. نسل اول، که اتاقهای دولت محور بودند و ماموریت اصلیشان نمایندگی بخش خصوصی نزد دولتهای محلی و ملی برای پیگیری مشکلات بنگاهها و بهبود شرایط قانونی و مقرراتی کسب و کار بود.
چند سالی است که با پویش «ایران من» در کار ساخت مدرسه در روستاها هستیم. این کار سبب شده که شانس بازدید از روستاهای متعددى در 18 استان کشور را بیابم. سفرها برایم فرصت یادگیری بی همتایی در زمینه های گوناگون از مردم شناسی، جامعه شناسی، تاریخ و جغرافیا گرفته تا سیاست، کشورداری و توسعه و امکان دیدن کاستی ها و راستی های فرهنگی، در فرهنگ عمومی و خرده فرهنگها، را برایم فراهم آورده است.
روند افزایش نرخ ارز آهنگ سریع و مستمری به خود گرفته است و به نگرانی مردم و فعالان اقتصادی دامن زده است. در نبود ارتباط شفاف و اظهارات قانع کننده از سوی مسئولین ذیربط، نظرات غیراصولی و اظهارات نادرست از سوی افراد مختلف در این خصوص دست بالا را پیدا کرده است و به هراس عمومی دامن زده است.
من این پرسش را مطرح نمی کنم که مسئولین کشور در همه قوا و ارکان، مهارتها و مدلهای تصمیم گیری را آموخته اند یا خیر، زیرا به ظن قوی پاسخ ان مثبت نیست. اما پاسخ منفی نباید مانع از پرداختن به این موضوع مهم و اساسی در بحبوحه ی بحران کنونی باشد. یک تصمیم گیری به زبان ساده حاصل یا خروجی (Output) تعدادی داده و اطلاعات به عنوان ورودی (Input) می باشد که با اتکا به مهارتها و تکنیکهای تصمیم گیری روی آنها فرایند (Process) تحلیل و بررسی به عمل می آید. پس تصمیم گیری مانند محصول کارخانه ایست که مواد اولیه دارد و خط تولیدی که متناسب فراوری آن مواد اولیه برای تولید محصول مطلوب طراحی و نصب شده است.
پیامدهای سیاستهای ارزی که دولت در فروردینماه سالجاری اتخاذ کرد، بهرغم هشدار کارشناسان اقتصادی و فعالان بخش خصوصی مبنیبر عدمکارآیی این سیاستها در بازار ارز، موجب شد تا دولت با یک تاخیر طولانی و با توجه به عدمکارآیی این سیاستها در کنترل نرخ ارز در بازار غیررسمی، عقبنشینی خود را از سیاستهای اتخاذ شده اعلام کند.
صنایع بزرگ کشور که با بهرهگیری از مزیت منابع زیرزمینی، نفت، گاز و معادن، شکل گرفتهاند، از منظر سودآوری و رقابت پذیری در سطح جهانی، در ردههای نخست صنعت کشور قرار دارند. اما روی دیگر این سکه صنایع مکمل و پاییندستی این صنایع بزرگ هستند که مستمرا و بهصورت فزاینده در چالش تامین مواد اولیه خود هستند.
آمار تجارت خارجی 9 ماه منتهی به آذرماه سال 95 منتشر شده است و حکایت از رشد ارزشی 9 درصدی صادرات دارد که اگر چه کمتر از میزان هدفگذاری شده است، اما در نگاه اول میتواند امیدبخش و مثبت تلقی شود. اما بررسیهای بیشتر آخرین آمار منتشر شده از سوی گمرک ایران نشان میدهد هر چند صدور کالای ایرانی به لحاظ ارزشی رشد داشته، اما به لحاظ وزنی رشد 32 درصدی را تجربه کرده است.